محسن ناجى نصرآبادى ( گروهى از پژوهشگران )

مقدمه 5

فهرست كتابهاى فارسى شده چاپى از آغاز تا سال 1370 ( فارسي )

جلد اول [ مقدمه ] 1 تاريخچه‌اى از ترجمه انديشه‌ها و شناختها از طريق ترجمه از تمدّنى به تمدن ديگر و از سرزمينى به سرزمين ديگر راه مىيابد . بىگمان ترجمه روشنترين و نيز استوارترين راهى است كه مىتواند انتقال انديشه و داد و ستد فرهنگى را در جامعه‌هاى بشرى به روشنى و استوارى تبيين كند . ترجمه در جهان و ايران سابقه‌اى طولانى دارد . ابن نديم در مقاله هفتم در اخبار فلاسفه و علوم باستانى و كتابهايى كه در اين باب تصنيف شده ، مىگويد : زمانى كه اسكندر پادشاه يونانيان براى هجوم به ايران از شهرى كه روميان آن را مقدونيه نامند بيرون شد ، او كسى بود كه گرفتن فديه را كه در مملكت فارس و بابل معمول بود روا و جايز نمىدانست ، و دارا پسر دارا شاه را به قتل رسانيد و بر قلمرو او استيلا يافته ، مدائن را ويران و كاخهايى كه به دست ديوان و سركشان ساخته شده بود خراب كرده و ساختمانهاى گوناگون آن را كه بر سنگها و تخته‌هايش انواع علوم نقش و كنده‌كارى شده بود با خاك يكسان نمود و با اين خرابكاريها و آتش سوزيها ، هماهنگى آن به هم ريخته و در هم كوبيد و از آنچه در ديوانها و خزينه‌هاى اصطخر بود رونوشتى برداشته و به زبان رومى و قبطى برگردانيد ، و پس از آنكه از نسخه برداريهاى مورد نيازش فراغت يافت ، آنچه به خط فارسى كه به آن كشتج مىگفتند در آنجا بود ، به آتش انداخته ، خواسته‌هاى خود را از علم نجوم و طب و طبايع گرفته و با آن كتابها و ساير چيزهايى كه از علوم و اموال و گنجينه‌ها و علما به دست